سيد علي اكبر قرشي
225
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
جلد ( بر وزن شرف ) صلابت ، صبر ، زياد قوى بودن ، چنان كه فرموده : « رأى الشيخ احبّ الى من جلد الغلام » حكمت 86 ، رأى و نظر پيرمرد از زيركى جوان بر من محبوبتر است . تجلد : اظهار صلابت و تكلّف بر آن . آنحضرت به وقت دفن فاطمة زهرا عليها السلام خطاب به قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « . . . قلّ يا رسول اللّه عن صفيّتك صبرى و رقّ عنها تجلّدى » خ 202 ، 320 ، اى رسول خدا ( ص ) از مفارقت دختر پاكت تحمّلم كم شد ، و صبر و شكيبائيم به آخر رسيد ( صلوات و سلام خدا بر تو اى مولا و بر همسر طاهرهات ) . جلس و جلوس : نشستن . آن از « قعود » اعم است ، مجالسه : نشستن با كسى و چيزى . « جالسه : جلس معه » ، « جلسة » بكسر اوّل براى هيئت است ، « مجلس » اسم مكان است محلّ نشستن . از اين ماده پانزده مورد در « نهج » يافته است . آنحضرت در وصف رسول خدا ( ص ) فرموده : « و لقد كان صلّى اللّه عليه و آله يأكل على الارض و يجلس جلسة العبد و يخصف بيده نعله » خ 160 ، 228 ، يعنى : در هيئت بردگان مى نشست . و در وصف قرآن مجيد فرموده : « ما جالس هذا القرآن احد الّا قام عنه بزيادة او نقصان زيادة فى هدى او نقصان من عمى » خ 176 ، 252 . جلف : جلفة القلم به معنى سر قلم است . ابن ميثم فرموده : « جلفة القلم : سنانه » . در لغت آمده : « الجلفة من القلم من مبراه الى سنهّ » اين لفظ فقط يك بار در « نهج » آمده ، آنحضرت به ابى رافع كه حسابدار و كاتبش بود فرمود : « الق دواتك و اطل جلفة قلمك و فرّج بين السطور و قرمط بين الحروف فانّ ذلك اجدر بصباحة الخطّ » حكمت 315 ، يعنى دواة و جوهر خود را اصلاح كن ، سر قلم را دراز نما ، ميان سطرها فاصله قرار بده ، حروف را نزديك هم بنويس ، آن به خوبى خطّ كمك است . جلل : جلال : بزرگى قدر . عظمت . راغب گويد : جلالت بزرگى قدر است ، جلال بدون تاء بالاترين عظمت است و از صفات مخصوص خداست و در غير او به كار نرود ، اقرب الموارد آن را از بصائر نقل مىكند . از اين ماده بيست و پنج مورد در « نهج » يافته است .